السيد موسى الشبيري الزنجاني
3817
كتاب النكاح ( فارسى )
از آنها اخذ كرده است . بر طبق اين روايت ، نوجوان يتيمى تحت تكفل نعيم بوده او مىخواسته دخترش را به ازدواج اين جوان درآورد ، مادر دختر با اين ازدواج مخالف بوده ، رسول اكرم صلى الله عليه و آله به نعيم مىفرمايد : از مادرش استجازه كن ( يأتمروهنّ فى بناتهنّ ) « 1 » بررسى استدلال : اين روايت علاوه بر ضعف سند از نظر دلالت هم قابل استدلال نيست . البته ما از جهت حمل بر استحباب كه بعضى اينطور حمل كردهاند ، از اين جهت اشكال نمىكنيم چون ظاهر اوّلى اوامر وجوب است و بايد ظواهر را حفظ كرد مگر اينكه قرينه يا معارضى در كار باشد . اشكال عمده اين است كه خود ابن جنيد هم به ظاهر اين روايت ملتزم نيست چون استقلال پدر در مورد تزويج صبىّ و صبيّه اتفاقى است و خود ابن جنيد هم اين را قائل است . در حالى كه ظاهر اين روايت استقلال پدر را نفى مىكند چون لزوم استيمار از مادر يا به معنى استقلال انحصارى مادر و تمام العلّه بودن نظر اوست يا به معنى جزء العلّه بودن آن و در هر دو صورت ، استقلال پدر نفى مىشود كه بر خلاف اتفاق علماء است . بنابراين ، خود ابن جنيد هم ناگزير است كه اين روايت را حمل بر استحباب نمايد . روايت دوم : روايت ابراهيم بن ميمون روايت ديگرى كه خواستهاند آن را به عنوان دليل مطرح كنند ، روايت ابراهيم بن ميمون است : « احمد بن محمد بن عيسى عن ابن فضّال عن صفوان ، عن ابى المغراء ، عن ابراهيم بن ميمون ، عن ابى عبد الله عليه السلام : قال : اذا كانت الجارية بين ابويها فليس لها مع ابويها امر
--> صفت پدر نعيم قرار دادهاند . مثلًا در جواهر 29 / 234 النّخاع و در رياض « عبد الله بن النجاح » آمده است . ( 1 ) مسند احمد ، ج 2 ، ص 97 و سنن بيهقى ، ج 7 ، ص 115 و 116 .